ماجراهای من و بابا . پارت سوم

خرید بک لینک
از راه اومد و پرسید که رفتی دانشگاه ؟

- نه. +چرا ؟ - حوصله نداشتم. + پس چیکار میکردی از صبح ؟ کی پاشدی؟ - هیچی . علاف میگشتم واسه خودم :)). ده . + نمیدونم بی عقلی چیزی شدی امسال . [غیرمستقیم گفت ک.س.خلی چیزی هستی؟] - =)))) + حیفه این روزا . دیگه تکرار نمیشه. - سه ساله داری همینو میگی. سه ساله داره تکرار میشه.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 15:55&nbsp توسط . |


من باشم و خودم....

ما را در سایت من باشم و خودم. دنبال می‌کنید

برچسب: ماجراهای, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 3:56

صفحه بندی